صفحه اصلی||قال الامام السجاد(ع): المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان. امام سجاد(ع) فرمود: منتظران (واقعي) امام مهدي(عج) برترين اهل هرزمانند بحارالانوار، ج 52، ص 12
مطالب پربازدید
- بیانیه استاد علی اکبر رائفی پور در حمایت از موسسه موعود
- بیانیه استاد علي اكبر رائفي پور براي همکاری در جنبش مصاف
- لفظ جلاله«الله»در سايت گوگل
- subliminal messages in toy story
- نگاهي دوباره به قوطي هاي پپسي
- نفوذ معماری شیطانی فراماسونری در مسجد قدس تهران!
- واكاوي لوگوي كوكاكولا
- subliminal messages in advertising coca cola
- معماری کاخ سفید در شهر مشهد مقدس
- illuminati pyramid in tom & jerry
مطالب برگزيده
دستهبندیها
- ابوالفضل سپهر (13) [atom | rss]
- اسلام (110) [atom | rss]
- اسماعیل شفیعی سروستانی (6) [atom | rss]
- الي بيت المقدس (5) [atom | rss]
- امام خامنه ای (5) [atom | rss]
- اومانيزم (22) [atom | rss]
- تاریخ اسلام (1) [atom | rss]
- تصویر (7) [atom | rss]
- حديث (1) [atom | rss]
- حرکتهای اسلامی (4) [atom | rss]
- دانلود (38) [atom | rss]
- دشمن شناسي (316) [atom | rss]
- دفاع مقدس (21) [atom | rss]
- ساير (235) [atom | rss]
- سخنراني (11) [atom | rss]
- سکولاریسم (3) [atom | rss]
- شعر (41) [atom | rss]
- شعر دفاع مقدس (18) [atom | rss]
- شهريار (3) [atom | rss]
- صهيونيزم (76) [atom | rss]
- علي اكبر رائفي پور (4) [atom | rss]
- فراماسونري (92) [atom | rss]
- فمنيسم (14) [atom | rss]
- فيلم (1) [atom | rss]
- فيلم مستند (3) [atom | rss]
- فیلم (1) [atom | rss]
- كامپيوتر (2) [atom | rss]
- كتاب (4) [atom | rss]
- لیبرالیسم (13) [atom | rss]
- ماکیاوالیسم (5) [atom | rss]
- محمد کاظم کاظمی (1) [atom | rss]
- مقالات (10) [atom | rss]
- مهدي كوچك زاده (1) [atom | rss]
- نقد فيلم (23) [atom | rss]
- وحید یامین پور (1) [atom | rss]
- وصيتنامه شهدا (2) [atom | rss]
- پیام های پنهان (41) [atom | rss]
آمار بازدیدکنندگان
جستجو
ناسیونالیسم ایرانی(بخش دوم)
باستان گرایی، حربه ی جدید روشنفکران ؟
سید احسان رئیس الساداتی
باستان گرایی، حربه ی جدید روشنفکران ؟
روشنفکران خط و زبان فارسی را به عنوان یک معضله ی فرهنگی مهم مطرح کردند. البته بعضی نظیر آخوندزاده به این موضوع به صورت مشکل تمدنی ایران نگاه کرده و حل آن را کلید تجدد می دانستند.چون به صورتی سادهانگارانه آن را علت تداوم دین ومانع کسب در علم و معرفت غربی تلقی می نمودند.[i]
اما این نوع رویکرد به تاریخ ایران، نسخه ای برگرفته از رویکرد ما قبل تجدد یعنی دوران قرون وسطی است که در ایران به شکل افراطی به کار گرفته شده است.
از این منظر اوج شــکـوفایی تمدن ایران بلکه کل تاریخ تا زمان خود یعنی دوره ی اسـلامی دوره ی ظلمانی و انحطاط با قرون وسطی تصویر می شد. این همان احیای هویت تاریخ ما قبل اسلامی است که در غالب باستانگرایی و ناسیونالیسم ارائه شده است و ایرانیّت در چهارچوب باستان گرایی معنای تازه ای می یابد. به بیان دیگر ایرانیّت نه آنچه ما اکنون هستیم بلکه یک حقیقت با ویژگیای است که با آمدن اسلام از دست رفته است و به تعبیر روشنفکران منهدم و تخریب گشته است.
این دورهی از دست رفته نه صرفاً به اعتبار امپراطوریهای جهانی آن، بلکه در کلیّت آن شایستهی تکریم و تمجید و ستایش است! اینها شامل دین زرتشت، آئین و رسوم فرهنگی خلق وخوی ایرانیان باستان و حتی ویژگیهای نژادی و جسمانی آریاییها میشود. به این دلیل در حالی که سلاطین دورهی پادشاهی دوران ایران اسلامی مظهر غارت ویرانگری قلمداد می شوند، بدیلهای آن از جمله پادشاهان سلسله ی ساسانیان و به ویژه خسرو انوشیروان، مظهر عدالت و سازندگی را در این طرح نمایندگی می کنند.
هویت باستانی یا ناسیونالیستی به غلط تا امروز مترادف هویت ملی ایرانی مطرح می شود. متجدّدین از همان آغاز با این مخالفت طرح خود را به عنوان طرحی ملّی و بومی جا می انداختند.
از همان آغاز تا امروز این بعد به منظور نفی هویت ماقبل بحران ایرانیان مطرح شد و محملی برای تغییر هویت ایرانی به هویتی متجددانه بوده است؛ نه این که به خودی خود مطلوبیتی داشته باشد. آخوند زاده اعتراف می کند که اصولاً، ملّی گرایی و وطن پرستی با تبدیل ملت به موضوع پرستش و شایستهی ایثار، جایگزین دین و دعوتهای آن به از خود گذشتگی و جان بازی است.[ii]
ملی گرایی ایرانی از دو جهت با تجدد غربی یا به بیان آخوندزاده اندیشهی ترقی[iii] پیوند دارد که یکی به تمایل آن به حاکمیت ملی و دیگری به گرایش آن به مدنیت غربی برمیگردد.[iv]
از این جهت ناسیونالیسم ایرانی به طور چاره ناپذیری در عین اینکه در تضاد با هویت بومی یا سنتی قرار می گیرد، طالب و جویای هویت غربی نیز می گردد که این حقیقت جز غرب طلبی چیزی نیست.
موج گفتمان آریایی گرایی درزمان رضا خان
موج آریایی گرایی از دهه ی هفتم قرن18 میلادی در ایران ایجاد شد. گفتمان ناسیونالیسم ایرانی با آریایی گرایی چیزی جر همان گفتمان هویتی منورالفکری یعنی گفتمان اولیه ی تجدّد نیست.
طرح هویتی اولیه ی منورالفکر ها اجزای متفاوتی داشت که یکی از آنها احیای هویت باستانی ایرانی یا آریایی بود. اگر بیشتر دقت کنیم، متوجه می شویم که گفتمان ناسیونالیسم ایرانی همان شکل دگرگونه یا پخته و اجرایی طرح اولیه است.[v] سرآغاز این موج آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده است و آثاری چون نژادنامه رضا قلی خان هدایت و نامه خسروان شاهزاده جلال الدین میرزا و فرهنگ انجمن آرای ناصری و...،همه متعلق به این دوره است و در پیرامون یک کانون معین ایجاد شدند.[vi]
با روی کار آمدن رضا خان شرایطی پیش آمدن که متجددین ایرانی بتوانند طرح خویش را به شکل پختهتری به اجرا در آورند که این بار در قالب گفتمان تازهای به نام ناسیونالیسم آریایی صورت بندی شد.
منور الفکران نه تنها طراحی برنامه های رضا خان را برعهده داشتند، بلکه اجرای طرح ها نیز به دست آنان صورت می گرفته است. از جمله این اقدامات طراحی شده؛ می توان از هدم با حداقل طرد کامل علمای دینی از صحنه ی اجتماع و سیاست و تغییر نظام آموزش دینی مخالف با انجام مناسک و شعائر دینی، کشف حجاب، ایجاد نظام های حقوقی برکنار از دین و احیای هویت آریایی و دیانت زرتشتی را نام برد. اینها برنامه ها و طرحهایی بود که در قالب یـک برنامهی مشخـص به رضــاخان دیکته می شد .
گفتمان باستان گرایی با گفتمانی جدید
گفتمان جدید صرفاً تمرکز برروی نقد دین و هویت تاریخی موجود و همچنین تجددخواهی خام، تسلیم طلبانه و بی پروا بود. امّا پیش از آنکه به لحاظ عقیدتی و نمادین به آنها پرداخته شود گفتمان مذکور، تلاش برای اعتلای وترقی ایران و احیای شکوه از دست رفته باستانی بود. البته ما نباید نگاه سنتی ایرانی را با تاریخ باستان و آریایی گرایی به یک معنا تصور کنیم؛ ما بایستی تفاوت قائل شویم، میان نگاه سنتی ایرانی با تاریخ سنتی باستانی آریاییگرایی.
مثلاً در تاریخ طبری یا شاهنامه فردوسی و بسیاری آثار دیگر در ادبیات ما بازتاب وسیع دارد. آریاییگرایی با این نگاه سنتی و ریشه دار فرق دارد. یک ایدئولوژی جدید می سازد که شاخص آن ایجاد تضاد دو دوره از تاریخ ایران است: ایران باستان و ایران اسلامی؛که متعاقب آن ایران باستان را دراوج عظمت قرار می دهد و ظهور اسلام را سرآغاز انحطاط ایران و حضور اسلام را علّت العلل همهی بدبختی ها عنوان می کند، و در نهایت یک پیام مسیحایی دارد.
" اعادهی مجد و عظمت کیان" این همان ایدئولوژی است کهرضا شاه به ارمغان آورد .
در گفتمان ناسیونالیستی این دوره در جهتی هماهنگ با گفتمان اولّیه، اعراب و تاحدی ترکها به عنوان «دیگری» تلقی می شوند. اعراب نه تنها مسئول انهدام دوره ی شکوهمند ایران بلکه مسئول انحطاط بعدی آن نیز بودهاند.
یک باستانگرایی به شدّت گزینشی و هدفدار
یکی از پارادوکس های عجیب تفکر جدید سیاسی در ایران، ناسیونالیسم با رویکرد باستانی گرایانه آن است. یکی از پایه های این باستانگرایی اندیشه تمرکز غیر طبیعی قدرت سیاسی و "دیکتاتوری مصلح " است که منشأ آن به نظام سیاسی ایران هخامنشی نسبت داده میشد. این سنت فکری در پایهی تاریخنگاری ایران باستان در دوران پهلوی قرارگرفت و امروزه منابع تاریخ ایران باستان ما سرشار از آن است.
این باستان گرایی آریایی به بخش مهمی از تاریخ تمدن در ایران پشت پا می زند. قابل توجه است که مفهوم "تاریخ 2500 ساله ی ایران" تا چه اندازه رواج یافته است، در حالیکه این توهین به تاریخ و فرهنگ ماست.
حکومت پهلوی که خاستگاه خود را در ایدئولوژی آریایی می دید، مبداء تاریخ تمدن در ایران را صعود کوروش گذاشت و یکباره تمام تاریخ ایران پیش از هخامنشی را به "ماقبل تاریخ" بدل کرد. حتی مادهای آریایی نیز به دلیل اقدام نابخشودنی هووخشتر[1] علیه یهودیان از صحنه ی تاریخ ایران طرد شدند.
در حالیکه ما حداقل چهار هزار سال پیش از هخامنشیان تمدنهای پیشرفتهی کوچ نشینی و کشاورزی (هردو ) داریم.
حدود ششصد سال پیش از آغاز سلطنت هخامنشیان، تمدن کشاورزی ایلام در خوزستان در اوج عظمت خود بود. کسانیکه تاریخ تمدنی ایران را به "مهاجرت آریایی ها" یعنی به اوایل هزاره ی اول پیش از میلاد و حتی به آغاز دولت هخامنشی محدود می کنند، در واقع تاریخ تمدن ایرانی را بسیار حقیر می نمایند. توجه کنیم که دو تمدن همسایه، آشوری و بابلی، به ترتیب از هزاره ی پنجم میلادی و هزاره ی دوم پیش از میلاد آغاز میشوند و بدینسان چنین جلوهگر می شود که گویی در دوران شکوفایی تمدن های عظیم خاورمیانه، ایران برهوتی بیش نبوده است . این سخن با بیاعتنایی به تمدن های ما قبل " آریایی " یعنی در واقع بر چند هزار سال تاریخ تمدن ایرانی، خط بطلان می کشد. تا " افتخار " پیوند با قومی افسانه را نصیب سرزمین ایران کند و برپایه ی موهوماتی نژاد پرستانه میان ایرانیان و اروپائیان نوعی خویشاوندی تاریخی پدید آورد.[vii] امپریالیست ها با جعل ایدئولوژی آریایی گرایی که به وسیلهی روشنفکران و از طریق رضا خان، که در کشور حاکم بود، می خواستند در ایران و شرق تحریف تاریخ و متعاقب آن تجزیه گری به راه اندازند.
اسلام و ملی گرایی
اساس ناسیونالیسم بر اصالت دادن واحدهای «ملّی» و نژادی است. ملّی گرایی بر مبنای مرزهای جغرافیایی با عوامل نژاد، زبان، تاریخ، نهاد سیاسی و غیره جامعه بشریت را در «واحد» های مستقل و محدود، تجزیه می کنند و افراد یک « واحد ملّی » را وادار میسازد تا انسانهائی را که خارج ازآن واحد هستند، اجنبی تلقی کند و چه بسا موضعگیری خصمانهای نسبت به همدیگر داشته باشند. مخاطب ملّی گرایی یا ناسیونالیسم، کلّ بشریت نیست؛ بلکه «واحد های ملّی» هستند و هدف نهائی آن نیز استقرار جامعه جهانی نیست بلکه جوامع ملّی[viii] است.
در مقابل، مخاطب اسلام تمام انسانها می باشند و اسلام کل بشریت را یک «واحد» تلقی می کند. هدف نهایی اسلام نیز استقرار «جامعه ی جهانی توحید است ».[ix] ( که شهید مطهری از آن به عنوان انتر ناسیونالیسم اسلامی یاد میکند ) جامعه ای که محدودیتهای مرزهای جغرافیایی و نژادی و زبان و فرهنگ را فرومی ریزد و از این همه تاروپود یک قماش می سازد. اسلام تجزیهی انسانها را بر مبنای «خاک» و «خون» در واحد های ملی و نژادی محکوم می کند.
به تفاوتهای «ملّی» و نژادی اصالت نمی دهد و تنها محک ارزش گزاری افراد را «تقوی»[x] و «عقیده » و «ایمان » و عمل صالح می داند و میزان، تقوی است .
اسلام به مقولات به صورت جهانی می اندیشد و همهی انسانها را به یک چشم می نگرد و تنها ملاک را تقوی و عمل درست قرار می دهد. اسلام رسالت جهانی دارد، نه رسالت ملّی و قومی و می خواهد روابط آزادانهای بین انسانها برقرار نماید، زیرا که گسترش پیام آسمانی و فرهنگ و معنویت وابسته به آن است.
خواستارتکامل و تعالی همه ی بشریت است و خودخواهی و خود محوری قومی را طرد می کند. در حالیکه ناسیونالیسم اخلاق «قوم مدارانه» را در افراد ایجاد می کند که طی آن، هر فرد به جامعه ی خودش خدمت نموده و مترصد منافع و جویای عظمت آن میباشد؛ ولو در این راه منافع برحق ملل دیگر قربانی گردد. ولی اسلام اخلاق «انسان مدارانه» را به وجود می آورد که هر فرد منافع کل بشریت را در نظر داشته باشد و در این راه حتّی به «ایثار» دست زند و چه بسا که منافع گروه خود را فداسازد.
خلاصه اینکه اسلام نگرش و رسالت جهانی داشته و محدوده های «ملی » و «قومی» را در هم می نوردد.
قرآن بر وحدت جهانی بشر تأکید ویژهای دارد.[xi]و خاطرنشان میسازد که تفاوت مرز و بوم و محل زاد و ولد و پرورش هیچ تأثیر جوهری نداشته و نمی تواند زمینه تجزیه وحدت بشریت در «واحد های محدود» باشد : «هوالذی اَنشَاَء کُم من نفسٍ واحدةٍ فَمُستقر و مُستوَدَع»[xii]
اختلاف نژاد و قبیله و ملّت و خانواده نیز اصالت حقوقی ندارد و اساس وحدت و یا معیار برتری و پستی نیست و تنها به خاطر تسهیل و تنظیم روابط انسانها است : ( یا ایّها الّناس اناخلقناکم من ذَکَر وانثی و جعلناکُم شعوباً و قبائل لتعارفوا، ان اکرمکم عندالله اتقیکم ).[xiii]
یعنی وجود«شعوب» و «قبائل » تنها برای تسهیل نظم امور و شناخت همدیگر است نه به خاطر اینکه میزان حبّ و بغض و پستی و برتری و تفاخر و زمینه جنگ و جدال گردد. تفاوت «شعوب» و قبائل هیچ اصالتی ندارد، ملاک تنها «تقوی» و «ایمان» و«عقیده» است.
قرآن کریم تجزیه انسانها را در واحدهای سیاسی و ملی و گروهها، عذاب الهی قلمداد می کند که به بدبختی بشریت می انجامد. تجزیهی قلمرو انسانها و امتیاز میان آنان بر مینای "خاک" و "خون" به عنوان یکی از جنایات بزرگ فرعون، در قرآن محکوم گردیده است : ( ان فرعون علاء فی الارض و جعل اهلها شیعاً)
همانطور که به قرآن می نگرید خواهید فهمید که قرآن تمامی انسانهای جهان را به خیر و سعادت فرا می خواند، نه به امتیاز ملّی ونژادی. و بدینسان پیامبر به طور صریح اعلام کرد که دیگر بستگیهای خونی نمی تواند زمینه فخر فروشی قرار گیرد. «خون» ملاک هیچ فضیلتی نیست، تنها ملاک امتیاز «عقیده» و رفتار و منش درست است ؛ پیامبر اسلام همواره بر وحدت تمام انسانها و نفی تجزیه آنان در واحدهای محدودتر نژادی و ملی تأکید داشتهاند.
ملی گرایی یا وطن دوستی ؟!
البته فرق است میان «وطن دوستی » و ملّی گرایی. چرا که « وطن دوستی » (که عرب ها آنرا «وطنّیه » و فرنگیان «پاتریالیسم» می گویند.) و ملی گرایی ( با اصطلاح عربها «قومیّه» و با اصطلاح غریبان «ناسیونالیسم» ) دو پدیده کاملاً متفاوتند که گاه فرق میان آن فراموش می شود.[xiv]
«وطن دوستی » احساس غریزی طبیعی انسانی است ولی ملّیگرایی یک احساس نیست بلکه ایدئولوژی است، وطن پرستی عاطفهای است و ناسونالیسم یک مکتب و شبه مذهب، که بر شالودهی آن غریزه و عاطفه پایهگزاری میشود.
چرا که وطندوستی باعث همبستگی بیشتر و روابط حسنه بیشتر و احسان و خدمت بیشتر به کسانی که با آنها زندگی مشترک دارید می شود و ضد عقل و منطق نیست و از نظر اسلام مذموم نمی باشد.[xv]
--------------------------------------------------------------------------------
[1].بخت النصر داماد هووخشتر،پادشاه ماد بود و به دلیل اتحاد یهویاکین ، شاه یهود ، در فلسطین با تحو ،فرعون مصر علیه ایران و بابل به بیت المقدس لشگر کشید و خانواده سلطنتی یهودیان ، به ویژه مادر جاه طلب شاه به نام نحوشطارا ، که زنی دسیسه گر و بانی و باعث فتنه بود به بابل آورد و به شکلی کاملا محترمانه تحت نظر قرار داد .در لسگر بخت النصر سپاهیان ایرانی نقش اصلی یا مهمی داشتند و ماموریت او به فرمان هووخشتر ، پدر زنش بود . نقش ایران در این ماجرا تا بدان حد است که برخی از منابع ، مثل تاریخ طبری و مینو خرد ، بخت النصررا یک سردار ایرانی و مامور از طرف "کی لهراسب"ذکرکرده اند .
--------------------------------------------------------------------------------
[i]. کچویان ، حسین ، گفتمان های هویتی در ایران،نشرنی،ص86
[ii]. کچویان ، حسین ، گفتمان های هویتی در ایران،نشرنی،ص88
. [iii]کچویان ، حسین ، همان
[iv]. آدمیت ، فریدون ، فکرآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت در ایران ، 1349،ص160
[v]. کچویان ، حسین ، گفتمان های هویتی در ایران،نشرنی، ص86
[vi]. شهبازی ، عبدالله ، مجموعه مقالات تاریخ و تاریخنگاری جدید در ایران،ص10، چاپ شده در روزنامه
ایران
[vii]. شهبازی ، عبدالله ، مجموعه مقالات تاریخ و تاریخنگاری جدید در ایران،صص12و13، چاپ شده در روزنامه ایران
[viii]. National State
. [ix]نقوی ،علی محمد ، اسلام و ملی گرایی ، 1369، ص101
[x]. قرآن کریم ، حجرات ، آیه 13
[xi]. قرآن کریم ، نسا ، آیه 1
[xii]. قرآن کریم ، انعام ، آیه 98
[xiii]. قرآن کریم ، حجرات ، آیه 130
[xiv]. نقوی ،علی محمد ، اسلام و ملی گرایی ، 1369، ص60
[xv]. مطهری ، مرتضی ،خدمات متقابل اسلام و ایران ، نشر صدرا ،1385 ،ص58
آخرین مطالب دسته بندی فراماسونري
- بيلدربرگ؛ نظم جهاني راكفلر و كشيشهاي اعظم جهانيسازي -بخش 2
- بيلدربرگ؛ نظم جهاني راكفلر و كشيشهاي اعظم جهانيسازي -بخش 1
- مهدویون و امتحانی بزرگ!
- در بیلدر برگ چه گذشت؟
- تاكيد جريان انحرافي بر پايان دوره اسلامگرايي ريشه در تفكرات ماسوني دارد
- بي نظمي جانشين نظم نوين جهاني شده است
- ناسیونالیسم ایرانی(بخش دوم)
- ناسیونالیسم ایرانی(بخش اول)
- تاريخ سري ادبيات داستاني در باره 10 برگزيده نوبل ادبي
- تاريخ سري ادبيات داستاني (بخش اول)
مطالب اخیر
- روزی که ریش امام خامنهای را تراشیدند + عکس
- طنز/معرفی چند کتاب برای جنبش مغز پسته ای
- رسوایی جنسی محافظان اوباما در کلمبیا(هرچند اين مسائل در غرب امري است عادي)...
- تبعات شل شدن اجرای منشور اخلاقی بهدنبال برکناری عزیز محمدی(فوتبال جايي براي سركش ها)...
- مبارک: قذافی امام موسی را این گونه کشت
- منافقین تنها امید برای متوقف کردن ایران
- بارقه نور؛ نگاهی به نقش امام حسن عسگری(ع) در هدایت مردم
- نقش امام حسن عسكري علیه السّلام در هدايت علمی و فرهنگی جامعه
- رقاصي اسدالله علم
- الگو سازیهای نظام استبداد برگرفته از پروتکلهای صهیونیستی است
نظرات اخیر در بلاگ
- محمد در دردنامه یک دانشجوی نخبه فیزیک دانشگاه شریف
- بهزاد در بارقه نور؛ نگاهی به نقش امام حسن عسگری(ع) در هدایت مردم
- omid در معماری کاخ سفید در شهر مشهد مقدس
- omid در دردنامه یک دانشجوی نخبه فیزیک دانشگاه شریف
- عبّاس جعفری(دانش آموخته حوزه علمیه قم) در نقش امام حسن عسكري علیه السّلام در هدايت علمی و فرهنگی جامعه
- شادي در معماری کاخ سفید در شهر مشهد مقدس
- الف ميم در هشيار باشيد!! (علي اكبر رائفي پور)
- ریحانه در رفتي و دل ربودي يك قوم مبتلا را
- معین در بیانیه استاد علی اکبر رائفی پور در حمایت از موسسه موعود
- عباس فلاحي در بیانیه استاد علي اكبر رائفي پور براي همکاری در جنبش مصاف
- ali در استاد علي اكبر رائفي پور ترور شد
- ناصح در رقاصي اسدالله علم
- canon eos 600d kit در تحليلي بر تمركز بي بي سي فارسي و صداي آمريكا بر جنگ و تحريم
- حسين در استاد علي اكبر رائفي پور ترور شد
- محمدحسین در نگاهي دوباره به قوطي هاي پپسي
- آرش در الگو سازیهای نظام استبداد برگرفته از پروتکلهای صهیونیستی است
- حمید در نگاهي دوباره به قوطي هاي پپسي
- قلب سبز در معماری کاخ سفید در شهر مشهد مقدس
- hs50 در کامنت هایی که مدعیان "آزادی مخالف من" از درج آن خودداری کردند
- احسان سعيدي در بیانیه استاد علي اكبر رائفي پور براي همکاری در جنبش مصاف
اطلاعیههای اخیر
- اعترافات پدر ابطحی به عنوان صاحب ادعای ارتباط با امام زمان، جمعه از شبکه دو پخش میشود
- جوابيه معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد و توضيح كيهان
- جوابيه ارشاد درباره يك خبر و توضيح كيهان
- هاشمي رفسنجاني: موسوي در خدمت جنگ نبود بلكه كارشكني مي كرد
- شفیعی سروستانی در "عطر عاشقی"
- دلیل عدم پخش "به سوی ظهور"
- امام خمینی
فهرست صفحات
- edoardo agnelli
- Example Page
- Kanye West’s “Power”: The Occult Meaning of its Symbols
- Merge sort
- Mind Control Theories and Techniques used by Mass Media
- Shahriar en la ignorància que se li va convidar a Europa
- Shahriar sull'ignoranza che è stato invitato in Europa:
- Shahriar па няведанні, што ён быў запрошаны ў Еўропу
- The Hidden Hand that Shaped History
- برترین عکس سال 1976 میلادی؟
- تکه ای از آسمان (بر اساس زندگی شهید محمد بروجردی)
- تکه ای از آسمان (بر اساس زندگی شهید محمد بروجردی)-2
- تکه ای از آسمان (بر اساس زندگی شهید محمد بروجردی)-3
- داستان واقعی مردم سنگ شده شهر پمپی-عکس
- دانلود پی دی اف مقاله «فراماسونری: دجال آخرالزمان»
- قانون جرائم رايانهاي
- 在无知的Shahriar他被邀请到欧洲
- 彼はヨーロッパに招かれたこと無知でShahriar
- 그가 유럽에 초대되는 무지에 Shahriar
درج نظر